تا قبل از این پروژه، نالوم مشغول طراحی آرتپرینت بود.
پاییز 1400؛ در حالی که خلاقیت خجالتیم پشت آرتپرینتهایی که از کرکتر های شناخته شده بودن؛
بالا و پایین میپرید، ذهنم رو روی یه سری محصول متفاوتتر خالی کردم.
بعد از یک عمل سخت و نجات پیدا کردن از کرونایی که تقریبا به مرگ نزدیکم کرده بود؛
با بازخورد خوب مخاطبهای نالوم از تصویرسازی هایی که بلاخره جرات نشون دادنشون رو پیدا کرده بودم،
به جون های از دست رفتم اضافه شد، مسیر نالوم برام واضحتر شد و شروع جواب داد.